تولد اعضا
همایش
محل تبلیغ آثار فرهنگی شما
محمدهادی صادقی

«انسان ، حیوان» من از رنگ کبود آسمان تار می ترسم از آن روبه به ظاهر گشته خوش رفتار می ترسم غمی از روبه مکّاره با مکرش ندارم من من از مکر و فریب آدم مکّار می ترسم اگر کژدم زند نیشی چو باشد رسم...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

هوا چرکین زمین بیمار و دلخون عطش روییده بر آغوش کارون جنون بوسه خار بیابان نشسته بر تن زخمی هامون _ ابوالقاسم کریمی ورامین 1401...

ادامه شعر
علیرضا خسروی اصل

خودت غم در دلم کردی و میپرسی که غمگینی تو رازم برملا کردی ولی اکنون تو بدبینی ستم کردی و بخشیدم شکستی دل نرنجیدم چه خوبی ها تورا کردم مگر کوری نمیبینی ...

ادامه شعر
دکتر سجاد  فرهمند

چون تیغ شدم به خون کشیدند مرا از خاک تیمم آفریدند مرا .....

ادامه شعر
محمدهادی صادقی

«آسمان آبی» آسمان آبی نمی شد گر که خورشیدی نبود گرمیِ عشق و محبّت نور امیدی نبود ریشه با باد خزان خشکیده می شد فصل زرد بعد پاییز و زمستان فصل جاویدی نبود گوشه ی میخانه جام دل نمی شد پُر ز مِی...

ادامه شعر
سیدحسن نبی پور

برسر باران ؛ می گیرم  ، چترعشق ×××××××××× صدچاک شد ؛ قلب مادر، از زمین خوردن کودک ××××××××× لبخندیک زن ؛  آغاز وفرجام ، عشق است . ×××××××××× مادرعاشق است ؛ کودک ، فارغ ××××××××× جان می گیرد ؛ کودک ، ...

ادامه شعر
صدیقه جـُر

گفتا که از کجایی گفتم ز شهر باران گفتا که مقصد اکنون گفتم به جمع یاران گفتا که منطق تو گفتم به عشق ورزی گفتا دلیل این عشق گفتم به مهرورزی گفتا شبیه دریا اینک چرا کویری گفتم کنار دریا ساحل ب...

ادامه شعر
نصرت اله صفی زاده

نه داری ریگ در کفش و ، نه داری سنگ در سینه زلال و پاک و بی رنگی ، مثال آب و آئینه تو می گویی نمی دانم ، که کی با کی کجا کِی رفت ولیکن خوب می دانی که رسم آدمی اینه ...

ادامه شعر
سید مصطفی سامع

اول دفتر به نام خالق جان آفرین آن خدای واحدِ فردِ ودود بی قرین می گشایم لب به نعتِ خسرو ذوالاحتشام مصطفی سردار دین آن صاحب والامقام پس از آن گویم ثنای مرتضی شاه جهان کو بود شیرِ شجاعِ کردگارِ لام...

ادامه شعر
آرزو بیرانوند

مرگ را بی هراس تجربه کن پانزده بار در دقیقه بمیر پانزده بار به خودت شک کن بعد این اتفاق را بپذیر     پانزده بار با خودت بشمار تا نفسهای لحظه ی آخر زجر یک انتظار لذت بخش لذت انتظار زجر آور...!...

ادامه شعر
کامران  شاه علی

مثل یک آهوی خسته با خطر خو کرده ام با کلاغِ روسیاهِ بد خبر  خو کرده ام سینه ای سرشار از یک آسمان خاموشی ام دردِ مکتومم ،به عشقی بی ثمر خو کرده ام راز آن سنگم که بر گور زمان افتاده است خنده ای تلخم ک...

ادامه شعر
آرزو بیرانوند

"یڪ خیابان آرزو دارم،هزاران ڪوچه آه...

میزنم خود را به چپ ڪوچه ازاین بیراهه راه...


قرصهای لعنتی بدجـــــور خوابم میڪنند

بارها گفتم مسیرم میخورد تا قرص ماه... ادامه شعر

عنایت کرمی

کابوس گشت عایدم ازخوابِ زندگی یک داستان مخوف، در قابِ زندگی پایی علیل و سری گریزان از آرزو در هاله ای منتهی به مرداب زندگی یک قایق کهنه و دو پاروی مندرس تاوان بغضِ ساحل و گرداب زندگی چنگال های وهمِ فر...

ادامه شعر
جواد امیرحسینی

دو ماه در آسمان تقدیم به ساحت ملکوتی حضرت ابالفضل العباس علیه السلام چشم مان روشن که امشب آسمان دارد دو ماه! مظهرِ فضل و ادب، عبّاس می آید ز راه شهرِ پیغمبر سراسر غرق نور و شادی است جبرِئیل از عرش...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

از آن جنگل فقط اَلوار مانده همه رفتند و تنها خار مانده از آن دریاچه زیبا و شاداب فقط یک برکه بیمار مانده _ ابوالقاسم کریمی 6/فروردین/1402...

ادامه شعر
حبیب حسن نژاد

سربازها به صف! سربازها به پیش! با اسب و فیل و رخ، با ساز و برگ و بر حکم است: «شاه را باید نجات داد از ورطۀ سقوط، وز خطّۀ خطر» شیرین تر از عسل جز مرگ سرخ نیست یارانِ بی زره! مردانِ بی سپر! از عرصه، یک ...

ادامه شعر
محمد جواد علی نژاد

لعنت به تو و عشق تو و وعده ی مایت لعنت به منه بیشرف مانده به پایت لعنت به گذرعشق و وعده هایت لعنت به دل منه بی شرف مانده به پایت...

ادامه شعر
منوچهر کشاورز

با سلا م وادب و احترام قطعه شعری در تقدیر و تشکر از استاد صادق و شاگرد گرامیشان علی آقا که بدون هیچ منت و ادعائی علم خود را به علم آموزان تعلیم میدهند هردو عزیز اهل اصفهان هستند و طالبان علوم غریبه...

ادامه شعر
محمدهادی صادقی

«جلّاد» خروس دهکده را سر بریده این جلّاد مؤذنی که نباشد بر آورد فریاد به تیغ کینه خزان کرده خرمن ما را به وقت شام سیه داده خرمنی بر باد به حنجره شده خاموش بانگ حق خواهی گلو گرفته چو بغضش نمی...

ادامه شعر
سامان نظری

کاش بدانیم و بدانیم که ندانیم وهم بود دانش و ما هیچ ندانیم زود رو ز این ارابه ی مغرور باتلاق و سیه چاله گهی تور هر فهم تو از طالع دنیا یک ماهی بود میان دریا این جمع تمام ماهیان را نیست به قیاس و بس ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا